
دیگر بازی بس است ! بیا شمشیرها را کنار بگذاریم ، دستهایمان را بشوریم و چیزی بخوریم اما … چرا دستهای تو خونیست و پشت من می سوزد ؟ . . ....
ادامه مطلب
دلم برای تو که نه! ولی برای روزهای با هم بودنمان تنگ شده برای تو که نه! ولی برای “مواظب خودت باش” شنیدن تنگ شده برای تو که نه! ولی برای دلی که نگرانم میشد تنگ شده راستش! برای اینها که نه برای خودت دلم خیلی تنگ شده......
ادامه مطلب
دلم میخواست یکی رو داشتم بعضی وقتا که مردم خستم میکنن میومد کنارمو دستاشو می گذاشت دوطرف صورتم زل میزد تو چشام میگفت ؛ بیبین ..تو من و داری ….....
ادامه مطلب
پلک جهان می پرید دلش گواهی میداد اتفاقی می افتد اتفاقی می افتد و فرشته ای از آسمان فرود آمد " تولدم مبارک "...
ادامه مطلب
....כلَم یِــڪ تَصاכفــِ جـכﮮ مــﮮ פֿــواـهَــכ ، پُــر سَرو صِـــכا ، آمبــــولانـــس ـهـا ســـراسیمـﮧ شَوَنــכ ، وَ....... ڪــار اَز اڪــار بُگـــذَرَ כ ...........
ادامه مطلب
راستی خدادلم هوای دیروز را کرد هوای روزهای کودکی را دلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد دلم میخواهد این بار اگر معلم گفت در دفتر نقاشی تان هر چه میخواهید بکشیداین بار تنها و تنها نردبانی بکشم به سوی تو دلم میخواهد … می شود باز هم کودک شد؟؟...
ادامه مطلب