خاطرات ودلنوشته های یه دختر

متن مرتبط با «باید دختر باشی تا بفهمی» در سایت خاطرات ودلنوشته های یه دختر نوشته شده است

تاوان با تو بودن...!!!

  • نیلوبلاگ

    اینی که من دارم می کشم ، درد بی تو بودن نیست تاوان با تو بودنه !!!...

    ادامه مطلب
  • هستن دخترایی....

  • نیلوبلاگ

    هستن دخترایی که نگران پاک شدن آرایششون نیستن چون آرایش ندارند....هستن دخترایی که وقتی یه پسرپولدارمیبینند دلشون نمیلرزهچون دلشون دله نه ژله....هستن دخترایی که با دیدنماشین پسرا کف نمیکنندچون اینا دخترند نه دلستر.......

    ادامه مطلب
  • دخترنیستی.....

  • نیلوبلاگ

    دختر نیستی بفهمی هرزگی نگاه مردی که همسرش کنارشه وبا تو تیک میزنه دختر نیستی بفهمی چقدر وحشتناکه یه مرد مست دنبالت باشه دختر نیستی بفهمی شب که میشه مردان سرزمینت گرگ میشوند وتورا بره میبینند دختر نیستی تا خونه بابا اذن پدر وبعد اذن شوهر دختر نیستی که وقتی پول نداشته باشی مردان سرزمینت خواهان تنت شوند دختر نیستی که موقع مصاحبه برای کار مجرد بودن از مدرکت مهمتره مردان سرزمین من نامرد شده اند ارزشهایشان عوض شده دختران سرزمینشان وسیله ارضای نیازهایشان شدند اما...................... من مرد میمونم جای تمام نامردان سرزمینم مرد میمونم با دختر بودنم مردونگی م...

    ادامه مطلب
  • باید دختر باشی.....

  • نیلوبلاگ

    باید دختر باشی که بفهمی بالاترین نقطه زمین شانه های پدر است، باید دختر باشی تا بدانی وقتی شاهزاده ات را هم پیدا کنی پدر همیشه پادشاهت خواهد ماند، باید دختر باشی تا بفهمی پدر تنها مردیست که دوست داشتنش بی دلیل است و بوسه هایش بوی صداقت میدهد، باید دختر باشی تا بدانی آرامشی که در آغوش پدر هست هیچ وقت فراموش نمیشود، باید دختر باشی تا بفهمی صدای خنده ی پدر حتی غم ها را هم میخنداند ............

    ادامه مطلب
  • یک داستان عاشقانه(داستان عشق ماریا وحسین)

  • نیلوبلاگ

    سال سوم راهنمایی بودم شاگرد اول کلاس توی یه محله ای زندگی میکردم که همه همدیگه رو میشناختن.پدربزرگم یه مغازه ی کوچیک داشت من غروبا میرفتم پیشش.جوونای محل اکثرا تو کوچه میومدن.چند روزی میشد هربار که میرفتم دم مغازه چشام ب یه آقا پسری میفتاد که خیلی قیافه آرومی داشت ازش خوشم اومده بود اما نمیشناختمش دیگه دلو زدم ب دریا و از پدربزرگم پرسیدم که اون کیه؟اونم گفت اسمش حسین.وضع مالی خوبی ندارن و... خیلی خوشم اومده بود ازش هربار که از مدرسه تعطیل میشدم یکی از بچه محلا میومدن سر راهم اما هیچکدوم حسین نبودن با کسی دوست نمیشدم تا جایی ک تو محل برای رفاقت باها...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    تاوان با تو بودن | هستن دخترایی که | هستن دخترایی | هنوزم هستن دخترایی که | هنوز هستن دخترایی که | هنوزم هستن دخترایی | یه دخترایی هستن که | یه دخترایی هستن | این دخترایی هستن که | هنوز هستن دخترایی